آخرین خبرها
خانه / روانشناسی / تاثیر آموزش و پرورش در کنترل خشم و عصبانیت

تاثیر آموزش و پرورش در کنترل خشم و عصبانیت

پرورش

تاثیر آموزش و پرورش در کنترل خشم و عصبانیت

bully 604cs070113 تاثیر آموزش و پرورش در کنترل خشم و عصبانیت

«عصبانیت و خشم» یکی از ۶ هیجان اصلی است که همه مردم دنیا با هر قوم و نژاد و جنسیتی که باشند آن را تجربه می‌کنند، اما به نظر می‌رسد عواملی در بروز آن دخیل‌اند که اگر کنترل شوند، انسان عصبانیت کمتری احساس می‌کند. ممکن است احساس عجز و ناتوانی منجر به عصبانیت شود یا عصبانیت فرد ناشی از احساس حقارتی باشد که در خانواده، مدرسه و اجتماع و در مواجهه با دیگران به او دست می‌دهد.

در جامعه‌ای که کودکان از لحظه ورود به دبستان خود را برای مسابقه کنکور آماده می‌کنند و پدر و مادر از آن‌ها انتظار دارند که پزشک یا مهندس شوند وگرنه ارزشی ندارند، باید انتظار مجموعه‌ای از احساسات ناکام کننده‌ را نیز داشت؛ احساساتی مانند یأس، ناامیدی، بی‌کفایتی، حسادت، تنفر، کینه و ناکارآمدی که همه این‌ها منجر به خشم و عصبانیت در نسل جوان کشور می‌شوند. از سویی فرهنگ استفاده از سیستم روان‌درمانی و مشاوره کشور نیز بین افراد جامعه آن‌چنان تقویت نشده که بخواهند برای آسایش و سلامت روان خود از یک کارشناس کمک بگیرند. هر چه هست ریشه مشکل را باید در فرهنگ حاکم، نهاد خانواده و سیستم آموزشی کشور جستجو و رفع کرد.

کنترل خشم و عصبانیت و مدیریت آن نوعی مهارت است و زمانی که کودک نسبت به عواطف و هیجاناتش شناخت پیدا می‌کند و آن‌ها را رشد و توسعه می‌دهد باید آن را آموزش ببیند. درحالی‌که والدین به دروسی مانند ریاضی، علوم، دیکته و غیره اهمیت می‌دهند و ملاک ارزش‌گذاری فرزندانشان نمره است، در مدارس کشورهای دنیا مهم‌ترین درس، مهارت‌های زندگی است که جای آن در سیستم آموزش‌وپرورش کشور خالی است. آنچه عیان است موضوع پرورش در کشور مغفول مانده است. فرزندان ما «در رابطه بودن» با دیگری و لذت بردن از آن را یاد نمی‌گیرند و در آینده انسان‌های بالغی می‌شوند با ذهنی هم‌چنان کودکانه که در هر مقام و موقعیتی باشند، خشمگین و عصبانی هستند، گویی چیزی را ازدست‌داده‌اند یا اصلاً به دست نیاورده‌اند. افرادی که حتی اگر پزشک و مهندس هم شوند و خواسته والدین را اجابت کنند، عصبانی هستند.

به نظر می‌رسد سیستم برنامه‌ریزی آموزش‌وپرورش به‌عنوان جامعه‌ای که کودکان و نوجوانان ما بخش مهمی از دوران رشد خود را در آن سپری می‌کنند، جامانده و سردرگم است و نمی‌داند چه کند. انتخاب دروس آموزشی در مدارس باید بازتابی از موقعیت اجتماعی کشور باشد به‌گونه‌ای که منافع فردی و اجتماعی دانش آموزان را تأمین کند. سبک زندگیِ این روزها در کشور و حتی جامعه جهانی، بیشتر از هر چیز نیاز به شناخت و مدیریت هیجان‌ها و توان تاب‌آوری در برابر چالش‌هایی که نوجوان در مسیر رشدش با آن‌ها درگیر می‌شود، دارد به‌طوری‌که یاد بگیرد اگر در کنکور پزشکی قبول نشد، دنیا به آخر نرسیده و جامعه به شغل‌های متعدد و ارزشمندی نیاز دارد که او می‌تواند با افتخار و غرور در هر یک از آن‌ها متبلور شود و به خواسته‌های انسانی‌اش دست یابد.

فرزندان ما بیش از هر درسی نیاز به یادگیری مهارت‌های زندگی دارند؛ مهارت‌های شاد بودن و خلاق بودن، مهارت‌هایی که سبب ایجاد روابط بین فردی مناسب و مؤثر در کنار مسئولیت‌های اجتماعی افراد شود به‌طوری‌که بتوانند در مواقع لزوم تصمیم‌گیری کنند بدون اینکه به دیگران آسیب برسانند. متأسفانه فرزندان ما در مدارس ساعت‌ها زمان خود را صرف حفظ و یادگیری دروسی می‌کنند که شاید حتی یک‌بار هم از آن‌ها استفاده نکنند و نتیجه این می‌شود که وقتی وارد اجتماع می‌شوند به مسائل و مشکلاتی برمی‌خورند که توانایی حل‌وفصل آن‌ها را ندارند، چون جایی آموزش ندیده‌اند. درواقع در نظام‌های آموزشی کشورهای پیشرفته دنیا آموزش مهارت‌های زندگی و تقویت هوش عاطفی_ هیجانی بر عهده آموزش‌وپرورش به‌عنوان یک نهاد رسمی و مؤثر است و نسبت به سایر دروس اولویت دارد درحالی‌که جای خالی آن به شکل سازمان‌یافته در نظام آموزشی کشور ما شدیداً خالی است.

تاثیر آموزش و پرورش در رشد جامعه و شکل گیری آینده, پرورش, رشد جامعه, شکل گیری کودکان, آینده, خشم, سیستم اموزشی, تاثیر اموزش در کنترل خشم, کنترل عواطف, درسهای اشتباه, سیستم اموزشی غلط

درباره مریم امیری

حتما ببینید

انسان ماشین اثبات باورهاشه_ قانون جذب

انسان انسان ماشین اثبات باورهاشه_ قانون جذب قانون جذب انسان ماشین اثبات باورهاشه یعنی هر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × دو =