آخرین خبرها
خانه / مدیریت / نگرانی برای آینده فرزاندان دلیلی برای پیشرفت درامد جعفرآقا

نگرانی برای آینده فرزاندان دلیلی برای پیشرفت درامد جعفرآقا

درامد

نگرانی برای آینده فرزاندان دلیلی برای پیشرفت درامد جعفرآقا

1AROOSI 11 نگرانی برای آینده فرزاندان دلیلی برای پیشرفت درامد جعفرآقا

جعفرآقا شش تا دختر داشت. همشونو هم مثل چشماش دوست داست. ولی فکر آینده ی اونها رهاش نمی کرد.هروقت با زنش تنها می شد، راجب اینکه به زودی باید در فکر تهیه جهاز باشند صحبت می کرد و اینکه با حقوق کارمندی و درامد ثابتش، که یک ریالش قابل پس انداز نبود، هیچ امیدی به تهیه جهاز نباید می داشتند.این شد که جعفر آقا دلو زد به دریا و یک شیرینی فروشی زد.خودش فقط بعد از ظهرها بیکار بود واسه همین قرار شد دو سه ماهی شاگردش مغازه رو بچرخونه تا اگه اوضاع خوب بود، جعفر آقا با خیال راحت کار کارمندی رو رها کنه و رسما شیرینی فروش بشه….. در اون حوالی دو سه تا شیرنی فروش دیگه هم بودند، بنابراین تصمیم گرفت کمی متفاوت تر از اونها عمل کنه تا بتونه مشتری جذب کنه.
باید شیرینی کم می آورد ولی تازه و هر روز، همینطور بهترین کیک و شیرینی بازار رو تهیه می کرد، هر چند اینجوی گرون میخرید و با سود کم می فروخت، ولی رضایت مشتری مهم بود.
بعد هم به شاگردش سفارش کرد، هر کس خرید داره میتونه قبلش شیرینی ها رو تست کنه.با همین کارهای ساده فروش جعفر آقا بالا رفت ….

سالها گذشت، اوضاع مالی جعفر هر روز بهتر از دیروز می شد، به راحتی برای دخترهاش جهیزیه خرید و مراسم ازدواج مناسبی برای همه اونها گرفت….مدتی که گذشت بچه ها رفتند و حالا دیگه خودش بود و زنش .کم کم مشتری های مغازه کم شدند، خیلی کم. این شد که جعفر آقا فروشش آمد پایین و در نهایت به این نتیجه رسید که مغازشو به یک سبزی فروش اجاره بده و خودشو باز نشست کنه، و همینکارو هم کرد.توی شهر پیچید که تا جعفر دختر توی خونه داشت، خدا واسش کارشو رونق می داد،و میون اون همه شیرنی فروش، جعفر آقا بود که خوب فروش می کرد، بنظر مردم، تلاش جعفر آقا بهانه بود، و شیرنی فروشی وسیله ای بود که جهاز دختر ها از طرف خدا داده بشه، حالا هم که دختر ها رفتند، پس طبیعی بود باز اوضاع جعفر مثل قبل بشه.

تحلیل_روانشناس

در تعاریف مذهبی آمده که روزی ، آن چیزیست که میخوری(از آن نفع می بری)، بنابر این اصلا با سطح درامد تعریفش متفاوته.آدم میتونه درامد بالایی داشته باشه ولی روزیش کم باشه، مثلا خسیس باشه و پولشو خرج نکنه، یا در راهی که واسش سود داره هزینه نکنه.در اینجا لازمه راجب جبر و اختیار هم صحبت کنم، اینکه گفته میشه چیزی دست خداست، اشاره به جبر و مواردیه که در اختیار ما انسانها نیست، و اختیار، مواردیه که ما براش میتونیم تصمیم بگیریم.اختیار هم البته قسمتی از جبره ، به عبارتی ما بدون درخواست قبلی خودمون مختار به وجود آمدیم.اشتباه مردم در تحلیل شرایط جعفر آقا این بود که موفقیت و شکست جعفر رو بدون توجه به اختیار ما آدمها تحلیل می کردند از نظر اونها، جعفر اول مجبور بود موفق باشه(چون دختر دم بخت داشت)، بنابراین به دل مشتری ها می افتاد ازش خرید کنند، و وقتی دختر هاش رفتند، این جبر برداشته شد(یعنی از اول هم جعفر تاثیری در فروش بالا و سود خوبش نداشت، با این حرف مردم علت موفقیتها و شکستها رو می اندازند گردن روزی و قسمت).

اما واقعیت چه بود : انگیزه جعفر آقا و امید به زندگیش.

هدف جعفر از کسب و کار، فقط ازدواج دخترها بود، وقتی به هدفش رسید، تخلیه شد، و کم کم، حرکات انفعالی کرد، دیگه هر روز شیرینی تازه نمی آورد، دیگه دنبال بهترین کیفیت بازار نبود، حتی دیر تر مغازه رو باز می کرد و زودتر می بست.شاگردش هم دیگه جوون نبود، بد اخلاق شده بود و با مشتری ها تندی می کرد….این شد که مشتری ها رفتند، در واقع مشتری ها دخترهای جعفر رو نمی شمردند بلکه کیفیت شیرینیها ونحوه فروش رو می سنجیدند و خرید می کردند.جعفر باید هدفهای بزرگتری برای زندگیش تعریف می کرد، و ازدواج دخترها رو هدف نهایی کسب و کارش نمی گذاشت.
نویسنده_محمدعلی_داوری(روانشناس بالینی)

نگرانی برای آینده فرزاندان دلیلی برای پیشرفت درامد جعفرآقا, آینده فرزندان, جهیزیه دختران, شیرینی فروشی, هوش اقتصادی, داستان موفقیت, اهداف بلند مدت, هدف مهم, هدف بزرگ, مشتری مداری, کیفیت, فروش بیشتر, موفقیت در سرمایه گذاری, شغل کارمندی, شغل آزاد, ازدواج دختران, ازدواج فرزندان, خرج عروسی

درباره مریم امیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 − 1 =